خانه / مقالات / از قطب تا قطب

از قطب تا قطب

از قطب تا قطب  از قطب تا قطب From pole to pole

گذر زمان باعث شد تا بشر فکر کند آنچه را آموخته باید برایش ارزشی داشته باشد و درباره‌ی آن مطالعه‌ای کرده و سعی در ایجاد دستاوردی جدید از علوم قدیم کرد. بشر سعی داشت از علم و تجربه‌اش بهره‌ای برده باشد زیرا او به دنبال جاودانگی می‌گردد. پس ابتدایی‌ترین فکر استفاده از دانش و تجربه است. ولی یک موضوع مهم باقی ماند، اینکه جاودانگی جز به روش دانش و تجربه می‌باشد.

 

یک آدرس غلط به قدمت انتخاب بشر برای آمدن از بهشت به زمین، پس ما از ابتدا اشتباه کرده‌ایم، ما جاودانه بوده‌ایم ولی دانش سکس مانند میوه‌ای خوشمزه به کام بشر اولیه وارد شد و او را مملو از حسی متفاوت کرد. او فکر کرد این حس جاودانگی می‌باشد درحالی‌که چنین نبود او ناگهان دریافت حضور این حس باعث تغییراتی بزرگ در ژنتیک او شده و در سیستم مغزی او شروع به ساختار سازی متفاوتی کرد.

 

این نتیجه استفاده غلط از انرژی نیرو و توان می‌بود، پس بشر اولیه ناگهان انرژی خود را خالی و تهی دید پس خود را به سمت سرنوشت خود قرار داد و مغز برای پیکربندی آماده شد و طی مدت کوتاهی از حالت شعور به حالت کاملاً مادی بدل شد و این‌چنین سال‌ها در گوشه‌ای از مین مجدداً به حالت اولیه بازگردد. ولی اشتباه و آدرس عمیقاً ریشه کرده بود و همچنان در حال ریشه زدن می‌باشد.

 

بشر هر راهی را می‌رود تا به بازگشت خود برسد ولی موفق نمی‌شود زیرا در اصل مسیر را دارد اشتباه می‌رود. او باید فرابگیرد که جهان هستی طبق قوانینی پیش می‌رود که او از همان اشتباه وارد شده است و اشتباه نمی‌تواند خود را حذف کرده و راه درست را ارائه دهد. یک ویروس نمی‌تواند خود را هک کرده و خود را اصلاح کند و به‌عنوان یک برنامه‌ی حمایتی عمل کند. پس بشر زمینی باید بفهمد که آنچه او را به اینجا آورد قادر به اصلاح و برابری در رشد و تعالی و درک درست نیست.

 

از قطب تا قطب  از قطب تا قطب From pole to pole 1

 

پس آن را رها کرده و به‌سوی مسیری باید برود که در او توجه و تمرکز بسیار سلامت بوده باشد و تمام آن‌ها خالص به او آموزش داده باشد. بشر پس‌ازاینکه در جستجوی خود قرار گرفت آنچه را که می‌توانست به‌سوی خداوند آزاد کند، به‌سوی دانش و تجربه‌ی خود ارسال کرد. پس راهی را که می‌توانست کوتاه کند طولانی کرد و این مسیر را از زمان صفر به زمان هزاران سال رسانده است.

 

حالا انسان به وسایل آسایش و آرامش دست‌یافته است ولی این‌ها او را به آنچه در جستجوی آن بود نرسید. خوابی را که هزاران سال است در آن فرو رفته است را بیداری نیست مگر آنکه از راه درست آن وارد شود. من از کوچه‌های باریک تجربه گذشتم. آنچه یافتم فقط تکرار ترس بود و از خیابان‌های دانش گذشتم. آنچه یافتم ترس بود پس پی‌درپی از دانش به تجربه و از تجربه به دانش‌های متفاوت رسیدم و قطب اول دنیای خود را یافتم.

 

قطب برگزیده‌ی من که در آن هیچ نوری نمی‌تابید و سرمای آن مغز مرا در خود فرو می‌برد. در آن فقط جریانی از آموزش‌های یافته شده توسط خودم بود. پس یک سؤال را از خود پرسیدم: من که هستم و چه می‌کنم؟ دیدم من منبع عظیمی از نیروها هستم که نیروی دانش و تجربه‌ام بسیار فعال است و سایر نیروهایم پنهان و غیرفعال. و آنچه می‌کردم یافتن در تاریکی سایر نیروهایم بود.

 

پس دانش من نتوانست مرا به آن مقصد و مقصود برساند تا اینکه به گروهی رسیدم که سخن از یک پیام جدید می‌دادند: پیام آزادی از خود دانشی‌ام به خود الهی‌ام و این‌چنین آنان را ندا دادم که این خود را نمی‌شناسم. گفتند این خود همان است که با دانش خواستند پنهان بماند و جاودانگی را در انسان کشت و انسان را فریب داد که نتواند از خودبه‌خود برسد.

 

پس قطب مقابل خود را یافتم که در مقابل قطب دانش و تجربه در جسم به قطب شعور و عشق رسیدم در جان و جانم را به من نشان دادند و این جان بود که من رایگان به دست آورده بودم و به قیمت گزاف داشتم از دست می‌دادم پس یافته بودم راه بازگشت به خانه را. فقط مانده بود در آن راه حرکت کنم و راهی را که دانش مرا از آن دور کرده بود به خود نزدیک کنم و چنین دو قطب خود را در آغوش کشیدم و از دانشم برای رهایی و آزادی گذشتم.

 

با تشکر بسیار از آزاد کاردان

 

 

درباره‌ی مدیریت سایت

همچنین ببینید

رسالت فرد و آرزوها و هدفمندی

رسالت فرد و آرزوها و هدفمندی

از پسری یاد کنید که هنگامی‌که خداوند به او فرمود: برخیزید و به رسالت برانگیخته …

16 نظر

  1. بعضی ازین مقاله ها رو سخت میشه تحلیلش کرد!!!! چرا اینقدر دور هستند مفاهیمی که مینویسید !!!!!

  2. سلام
    قطب اصلی ما عشق است که دانش و تجربه ما را از آن دور کرده است و راه درست راه عشق است ولی نمی دانم عشقم چیست!

    با سپاس از آزاد عاشق

  3. اما این راه درست چیست؟ چطور به خود واقعی برسیم؟

  4. پری فتح الهی

    باسلام.مقاله ی بسیار سخت هست.
    مخصوصا بعضی از پاراگراف هاش خیلی سخت هستش.
    اما چیزی که من ازاین مقاله گرفتم این هست که ما خود اصلی و واقعی مان را گم کردیم.برای همین به ترس و دانش از هر نوعش،چنگ انداختیم!
    لطفا بحث زمان که اینجا مطرحش کردین،یه خورده بازترش کنید؟
    باسپاس بی پایان.

  5. mohammadrezafasih93

    پیام روز دهم
    دانش
    دانش موفقیت برای من بعد از سالها هیچ نتیجه ای نداشت
    بله گم کرده بودم و سرگردانم.
    خدای خود را گم کرده بودم و به دنبال تکنیک ها بودم که مرا آرام کند.
    آرامش یعن ی با خدا بودن
    22/5/96

  6. mohammad_jashooei

    خیلی زیبا بود
    با اینکه بارها و بارها خوندمش ولی درک و فهم چند پاراگراف اول واسم سخت بود

  7. کاظم حسینی

    ادرس غلطی که از ان امده ایم چه بوده؟

    چطور سایر نیروهایمان را فعال نماییم؟

    ممنون از گروه ازاد بابت اینکه مسیر درست را به همه نشان میدهند

  8. نتیجه رهایی از ترس:
    – حرکت و اقداماتی مناسب برای ساختن زندگی ایده آل
    – شنیدن صدای خداوند با وضوح کامل

  9. سلام بر آزاد قطب شناس
    خداوند هنگام تولد عظمت کل منبع جهان را به ما داده است که اما از آن جای که دانش و تجربه ما با ترس همراه شده است از حضور خالق خود دور و زمان رسیدن را برای خود طولانی کرده ایم در واقع از خود واقعی دور شده ایم و آن قدرت و ثروتی که خداوند هنگام خلق به داده است در درون واقعی خودمان می باشد و از قطب تا قطب همان از خودبه خود رسیدن می باشد .
    باسپاس از گروه آزاد قدر دان

  10. در آرزوی اینم که من هم خود واقعی ام را پیدا کنم تا در این جهان بیهوده دست و پا نزنم . با تشکر

  11. mohammad_haghighat56

    درود بر آزاد کاردان. آزاد عزیز آموزه هایت را حتی اگه برام سنگین هم باشه دنبال میکنم و با دیده جان میپذیرم تا به سرمنزل مقصود برسم. به امید جهانی سرافراز و آگاه با آموزه های آزاد اندیشمند. انشاءالله.

  12. متن یک مقدار برایم ثقیل بود . خیلی متوجه نشدم .. با این حال حالم هم موقع خواندنشون خوب نبود و نمیدونم چرا

  13. اندکی حرکت به سوی زیبایی نتیجه ای بسیار بهتر از اندیشه های همیشگی دارد

  14. درک نوشته هاتون برای من سخت بود … واقعاا خیلی متوجه خیلی از پاراگراف های شما نمی شوم..

  15. مجتبی طهماسبی راد

    انسان هر گاه ضربه خورد توسط غرور و تکبراش بر اساس دانش اندکی بود که داشت و گاهی از نادانی اش بود سالها مارا فریب دادند که موفقیت رازی دارد تا جایی که خودشان هم مرموز شدند برای فروختن این راز به مردم ,خود پول دار شدند درحالی که مردم همان طور ماندن.
    ترک این دانش ها و حرکت تنها راه رسیدن است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *